شب و روز من را همه تیره کردی
عزیزم چه کردی؟چه کردی؟چه کردی؟
بسی بخت من را تو بازیچه کردی
تو با عشق جاودانه ی من چه کردی؟
همه عمر من را تو وابسته کردی
تو ای نور این خانه ی من چه کردی؟
تویی یاد
شاعر:فرزاد باقری
شب و روز من را همه تیره کردی
عزیزم چه کردی؟چه کردی؟چه کردی؟
بسی بخت من را تو بازیچه کردی
تو با عشق جاودانه ی من چه کردی؟
همه عمر من را تو وابسته کردی
تو ای نور این خانه ی من چه کردی؟
تویی یاد
شاعر:فرزاد باقری
دلم حساسه مث ِ گل که از دوری میشه پر پر
نیاز دارم به دیدارت ،عزیزم سخت نگیر بیشتر
لبی دارم پر آه و چشی دارم خیس و تر
نیاز دارم به آغوشت ، عزیزم سخت نگیر بیشتر
نیاز دارم به آرامش ، برای خوابی
شاعر:علی کتانی
فال میگیرم
و تو را از حضرت حافظ میطلبم
فالم میگوید :
ای صاحب فال تو را مژده میدهیم که لحظه وصال نزدیک است...
آب میشود
قند در دلم...
لحظه وصال تو که نزدیک باشد ...
دیابت را هم به جان
شاعر:فاطمه کرمی
156
***
طعمِ هزاران چهچهه ، با تو
ختمِ هزاران همهمه ، با من
من ، اولین تنها شده در تو
تو ، آخرین پیدا شده در من
عشقِ تو صد بمبه درونِ من
یک نازِ تو ، لمسِ رگِ گردن
ضامن به دستِ گرم و رویاییت
یک
شاعر:فرزاد جهانبانی
امروز شنیده ای همه رازهای من
ای آشنا به من و مبتلای من
فردا که مست و پریشان من شدی
با جان بخوان همه قصه های من
این دست اگر که رها بود ز دامنت
امنیت حضور تو در لحظه های من
من عاشقانه درس وفا
شاعر:شکیبا اصلان بیگیان
حسرت من تمام شد !
دست بروی آرزویم کشیدی
آخر اسم مرا صدا کردی
من اینجا زیر خاک
در آسمان بالای سر تو
تو روی خاک
زیر نگاه من
باز هم مرا صدا بزن
صدای تو را می شنوم
شاعر:شاهرخ احسانی شال
امشب
من و دردهایم
میهمان تو هستیم،
دیدن روی زیبای تو
و بوئیدن گیسوی بلندت،
دلفریبی دو چشمان قشنگ تو
و آن قد رعنای بلندت،
دردهایم همه یکجا ببرد
من بمانم،تو بمانی
و شبی با دل
شاعر:مجید فخرائی مقدم
یک شبی باچشمِ خود درکوچه یِ ما شر کنی
یک شبی درخواب دیدم چشمهایم تر کنی
راه مذهب بسته ای چندیست روی شیعیان
این همه مسجد نرو ، این شیعیان کافر کنی
عاشقانت ناخوش احوالندمروت این نبود
عاشقان
شاعر:سامان جعفری مسکونی
نگارستان
(حسین خسروی)
چشمت؛ ستارههای نشانِ «صد آفرین!»
دستت؛ دو ناز شاخهی به، به نه؛ بهترین
رویت؛ بهار با سبدی پر ز یاسمین
مهرت... ؟
حکایتی است ز افسانههای چین.
شاعر:حسین خسروی
سنگینی کلامت آتشم نزد ای دوست سردم کرد.
سنگینی نگاهت گرفتارم نکرد دورم کرد.
سنگینی خاطراتت مراا جوانی پیرم کرد
سنگینی خیانتت بود که مرااا خوردم کرد
دوستان این یک فل بداهه بیش نیست اگر بد
شاعر:سیدمسعود حسینی
عشق تویی / یار تویی / مونس و دلدار تویی / طبیب بیمار تویی ،
یار تویی / صاحب اطوار تویی / محرم اسرار تویی / دلبر غمخوار تویی
مونس و دلدار تویی / محرم اسرار تویی / ماه شب تار تویی / قافله سالار
شاعر:دانیال علی پناهی
بر پشتم سوارشو !
نترس!
دشت های بکر نارسیده تو را فریاد میزنند.
بر پشتم بچسب!
ودستانت را بر گردنم حلقه کن
تاکوتاه شوند
سدهای یکی شدن!
بگذار در خروش نفس زدن ها
و در گمگاه بوسه ها
خودم
شاعر:اسامه دهاز
سلام خمره سركه ، سلام اصلِ شراب
سلام حضرت دلبر ، سلام باده ناب
سلام بر گل مريم ، سلام شيره ياس
سلام رونقِ قمصر ، سلام عطرِ گلاب
سلام سنبلِ گلشن سلام سروِ خرام
سلام بر پسِ پرده ، سلام رمزِ
شاعر:مهدى خداپرست
سوداگر عشق
آن حریفی که به میدان شدو پیکار بکرد ..
ره صد ساله یه یک شب زد واینکار بکرد
دل بیکباره از این وادی حرمان ببرید
نازم او را که دوای دل بیمار بکرد
دیو اماره گرقت و
شاعر:محمود دالایی
خانه سرد ، سرد همچون یخ دانی کودکی ام
پر از تکه های یخی که پدرم در کودکی ام مرا
بر بال ان موتور پر دود می برد
راه طولانی اما پدر سرخوش از یخ
از یخی که حالا خانه ام را سرد کرده است
آری
سرد است
شاعر:علی سعادتی
♡عشق♡
ای عشق،زیباترز تو ندیدم احساسی
توزیباترین حس و نیازهرشعرسازی
ای عشق،باوجودتو به كمال میرسم
بدون توهیچم و به جایی نمیرسم
ای عشق،دین و مذهبم باتوكامل میشود
باران باوجود تو، نازل
شاعر:سحر بهارِبارانی
.
چند خیابان بالاتر به دنیا آمدم
زنی مرا دوست دارد
چند خیابان بالاتر زندگی می کنم
زنی مرا دوست دارد
چند خیابان بالاتر
پایِ کیوسک تلفن
گوشی را برمیدارم ؛
زنی مرا دوست دارد
چند خیابان
شاعر:وحید نجفی قاضی کندی
نقش گل قالی مضراب زند بر تن نقاش خیالم
بیداد کند زمزمه ی آمدنت در پی نقاش
شاعر:علیرضا آشتیانی
از کدام دشت ، از کدام برکه خشکیده
تو از کدام کویر لم یزرع آمده ای
که چنین از عطش عشق سوزانی
تو از کدامین غمزه مجنونی
که معنای ایماء و اشاره درنمی یابی
تو از کدام بیراهه آمده ای
که فرق عشق و
شاعر:حسین پرهیزکاری